تبليغاتX
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

 

خاکم نکنید بزارید اونم برسه

بزارید اونو ببینم وقتی به حرفم میرسه

خاکم نکنید هنوز عشقم وندیدم

این همه اماده شدم یه کفن دورم کشیدم

تابوت منو بزارید اونم بگیره

حس کنم عاشقمه وقتی که گریش میگیره

اشکای اونو کی به جای من کنه پاک

خداحافظ عشقم که منو بردن زیر خاک

خاکم نکنید بزارید اونم ببینه

پیکر آشفته من بی رمق روی زمینه

خاکم نکنید بهش بگید حالا که مردم

تو این جشن خشک و خالی اونو به خدا سپردم

بعد رفتن من دو سه روز تنهاش نزارید

روی سنگ قبرم آینه شمعدون بزارید

میبینی چی شد عشقت

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 10:39 قبل از ظهر توسط ناهید و آرزو |

سلام دیروز ولنتاین بود روز عشق رو به تمام عشاق دنیا تبریک میگم امیدوارم که همه ی عاشقا همیشه کنار هم بمونن. مثل من و آرزو...

راستی دیروز کادوی عشقمو دادم می دونم خیلی خوشحال شد اما من از خودم توقع دیگه ایی داشتم چون به نظرم اومد که این کادو در برابر عشق من و ادعای عاشقیم خیلی کوچیکه و مدام خودمو می خوردم و اعصابم خورد بود...اما واسه خوشحال شدن عشقم خوشحال بودم. اما هیچ چیزی جای کادویی که اون به من داد رو نمیگیره!! می دونین اون چی کادو داد؟ اون قلب نازنینشو بهم کادو داد بهترین کادویی که یه عاشق می تونه به عشقش بده...

((راستی یادم رفت بگم که عشقم از طرف مدرسه اسمش واسه حج عمره دراومده خیلی براش خوشحالم...اما می دونم این یه ماه و نیم میمیرم تا برگرده. فرض کن تو عید نیستش...اما از طرفی خیلی براش خوشحالم چون تنها آرزوی قلبیش این بود که بره مکه...))

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 9:48 قبل از ظهر توسط ناهید و آرزو |

 

وای خدا، همین طور فاصله هاست که روز به روز بیشتر می شود...و همین طور دست های ما که روز به روز دورتر می شود...گناه ما چیست؟ انگار دقیقه های عمر من است که مثل پتکی سنگین دیوارهای دوری را روی سرم خراب می کند و من می مانم و بغض و اشک و تنهایی...آه خدا، چه قدر این دوری زجرآور است...به چه قیمتی خدایا؟! این فاصله ها به چه قیمتی؟ یک دنیا حرف برایت دارم اما می دانی که گاه سکوتم بزرگترین حرفها را در بر دارد...ناتوانم از بیان کلماتی که روزی گرمابخش ثانیه های عاشقانه مان بودند؛ خدایا چرا امروز که بیش ازپیش عاشقم فاصله را زیاد می کنی؟ می دانی چه بر سر دل دیوانه ام می آوری؟ می دانی چه ناجوانمردانه تکه تکه می شود قلب کوچکم؟ آرزوی من دیوانه توام...تنها حُسن دوری در این است که مرا بیشتر شیفته تو و دیدارت می کند؛ البته اگر زنده ماندم...

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 6:32 بعد از ظهر توسط ناهید و آرزو |

سلام امروز روز تولد این وبلاگه... یه وبلاگ که ممکنه خیلی اتفاق ها توش بیفته. شادی غم دلهره استرس و هزارتا چیز دیگه... باید بگم عشقی که بین ما اتفاق افتاده یه عشق خداییه نمی دونم چه طور بگم فهمش واسه خیلی ها خیلی سخته چون ممکنه کسی عشق یه دختر به یه دختر رو درک نکنه یا هزارجور حرف بزنه و هزارتا فکر بد بکنه اما یکی از دلایل ساختن این وبلاگ همینه برای اینکه من دردو دل هامو توش بنویسم و اینکه بگم و تعریف کنم که عشق ما به هیچ وجه کثیف و زمینی نیست اما کو گوشی که بشنوه و کسی که درک کنه و مارو راحت بزاره... راستش عشق ما خیلی آروم شکل گرفت همیشه میگن هرچی روند آروم تری داشته باشه پایدار تره. مثل عشق ما. من عاشق آرزو شدم و اون عاشق من بابا می دونم باورش سخته اما من معتقدم که عشق یه پدیده هست که می تونه بین هر دوچیزی تو این دنیا به وجود بیاد...چه طور یه زن اونور دنیا واسه اینکه عاشق سگش بوده یه مرد رو به خاطر زدن اون می کشه؟ جواب ساده است: خوب این زن عاشق سگش بوده دیگه!!! آرزوی من یه آرزو هست که من از خدا خواستمش و خدا بهم داد! می دونین یعنی چی؟ آرزو یه نعمت بزرگ برای منه. بهترین نعمت روی زمین. چون ایمان دارم که از طرف خدا برام فرستاده شده و به خاطر همین سعی می کنم هیچ وقت از دستش ندم...از جونم هم برام عزیزتره و اگه بگه بمیر براش میمیرم...خودش بهتر می دونه...البته ناگفته نمونه ها!! آرزو هم عاشق منه اون بیشتر از من و من بیشتر از اون...عشق ما روز به روز بیشتر میشه و پایدار تر...عاشقتم آرزو جونم...آرزو بهم خیلی چیزها یاد داده...صبر تحمل سکوت در مقابل بدی ها و تشکر به خاطر خوبی های هرچند کم یکی از باارزش ترین چیزهایی که یادم داد نماز بود . اینکه خدا رو ببینم البته من انقدر هم کافر نبودم اما تو قید نماز نبودم اما بهم یاد داد که چطور با خدام حرف بزنم و به خاطر وجود عشقم تو زندگیم ازش تشکر کنم...من هم همیشه با خدا حرف می زنم و اونو تو زندگی همیشه خیلی نزدیک به خودم حس می کنم...خدایا شکرت...خوب. الان کمی براتون جا افتاد که قضیه چیه...عشق دختر به دختره...عشق ناهید به آرزو و آرزو به ناهید...یه عشق خدایی...بعدا جریان رو کامل براتون میگم که چرا این عشق خداییه. مطمئنم با توضیحاتم شما هم حرفمو می فهمین...تا بعد...

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387 3:16 بعد از ظهر توسط ناهید و آرزو |

X

Home
Email
Bahar-20

Archives

87/11/22 - 87/11/30

87/10/08 - 87/10/14




Links

دست نوشته های احساسی
تا بی نهایت، من و تو
شب و سکوت تنهایی
بهترین کد های موزیک برای وبلاگ
طـــراح قـــالــب
کسب درآمد
کد نوحه برای وبلاگ
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
Download Books
..Musics Cod..
قالب های بهاربیست


LinkDump

آرشیو پیوندهای روزانه


دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نويسان

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس